عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
167
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
رسيد ، طاهر آنجا رسيده بود ، بر آويختند ، عبد الرحمن هزيمت شد ، و اندر حصار همدان شد ، و دو ماه حصار داشت ، آخر زينهار خواست و بيرون آمد . پس عبد الله بن محمد الحرشى [ 1 ] بمدد عبد الرحمن آمد با دو هزار سوار ، و ( 71 ) عبد الرحمن با طاهر حيلتى ساخت و نامه برو عرض كرد و گفت : ايشان را بلشكر خويش بيار ، تا سپاه و يار تو باشند . چون بيامدند شبيخون كردند و بر لشكر طاهر كوفتند ، و از لشكر بسيار بكشتند و چون طاهر واقف شد لشكر را بر نشاند و حربى عظيم كرد . آخر عبد الرحمن كشته شد ، و سر او بمأمون فرستاد . پس محمد بن يزيد [ 2 ] و عبد الله بن حميد بن قحطبه را بفرستاد با چهل هزار مرد و به خانقين [ 3 ] فرود آمدند بر يك منزلى حلوان و طاهر حيلت كرد و خلاف اندر ايشان افگند كه : امين همى ببغداد حشم را مال بخشيد و شما را بجان بيرون فرستاد . [ 4 ] هم بازگشتند و طاهر حلوان بگرفت و خبر بمأمون فرستاد ، و حشم شهر ببغداد بشوريدند ، و حسين [ 5 ] بن على بن عيسى لشكر را بر انگيخت و گفت : از امين كار نيايد ، كه بطرب و نابكارى مشغولست ، و خويشتن را اندر سراى محمد امين افگند ، و او را بيرون آوردند ، و بسراى زبيده بنشاندند ، و بند بر پاى او نهادند ، و بيعت مأمون بستدند . و چون سپاه درم بيعتى خواستند . حسين گفت : تا از خليفه مأمون مسئلت [ 6 ] كنم . گفتند
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : الحرسى ؟ طبرى : الحرشى . [ ( 2 - ) ] هو محمد بن يزيد بن حاتم المهلبى امير اهواز از طرف امين كه در مقابل طاهر بن حسين بر باب اهواز در جنگى كشته شد ( طبرى 7 ر 41 ) . [ ( 3 - ) ] اصل : خافقين ؟ و صحيح آن خانقين است نام شهرى در نواحى سواد از بغداد بر طريق همدان به فاصلهء شش فرسخ از قصر شيرين ، كه در آن چشمهء بزرگ نفط بود ( مراصد 1 ر 447 ) . [ ( 4 - ) ] يعنى شما را بخطر جان بيرون فرستاد . [ ( 5 - ) ] هو حسين بن على بن عيسى بن ماهان مانند پدرش از لشكركشان عصر عباسى است ، كه در همين فتنهء بغداد در 196 ه . كشته شد ( الاعلام 2 ر 265 ) . [ ( 6 - ) ] هر دو : مسئله بدون نقاط .